چهره به چهره روبرو

 من تو من

آدم بعضی وقتها باید با خودش روبرو شود، نمیدانم آیا این پیشنهادِ مواجهِ باخود، منطق روانشناسی یا پایه علمی هم دارد یا نه.

اما به نظرم ترسناک‌ترین مواجه در زندگی آدم مواجه با خود است و مهمترینِ مواجه‌ها، اینکه آدم با خودش صادقانه رخ‌به‌رخ بشود و سنگ ها را وابکند کار خیلی سختی است. اینکه بی هیچ پیش داوری و چشم پوشی، چشمانش را بر واقعیتها بگشاید و حقیقت را بگوید، کار سترگی است. به نظر آسان می آید اما سخت ترینِ کارهاست؛ اینکه بنشینی و با چشمان باز به خودت و زندگیت نگاه کنی خیلی کار سختی است. خیال میکنم هر آدمی هر چند وقت یکبار به چنین مواجه ای نیاز دارد. صادقانه حرف زدن با خود یعنی روراست بودن بازندگی؛ قبل و بعد از آنجایی که ایستاده ایم.

اینکه بپذیریم اشتباه کرده ایم و خشنود شویم که درست رفته ایم. بدون هیچ توجیه و واهمه‌ای. ذهن توجیگر انسان همیشه مثل مادری دلسوز خطاهای نازدانه اش را پنهان میکند، توجیه میکند و خیال میکند قند عسلش عاری از هر گونه عیب استو هرچه هست از قامت ناساز بی همتای دیگران است. و همین میشود که کودک درون بسیاری از ما کودک میماند. نه کودکی خلاق و هنرمند و بازیگوش که کودکی ننر ولوس وبی خاصیت. کودکی که در مواجه با هر مسئله ای به ساده ترین راه‌حل ممکن متصل میشود. یا صورت مسئله را پاک میکند یا دروغ میگوید یا توجیه و فرار را در پیش میگیرد.

صرفنظر از هر جایگاه شخصی و اجتماعی وتمکن مالی، صرف نشستن در برابر خود عملی ارزشمند وسود بخش است. این گپ‌وگفت های دونفره موجب رشد انسان میشود به شرط آنکه دونفره باشد، نه در محضر پدری سخت گیر و ملامتگر و نه باحضور مادری مهربان و چشم پوش.

در سالهای دهه هفتاد مواجه های من و خودم بصورت دفتر یادداشتهای روزانه شکل گرفت، هرچند معمولا مادر و پدر کودک درون هم حضور داشتند اما نفس این مواجه ها هم، خوب بود وسازنده هرچند که بحران های خانوادگی و شخصیتی آنروزها مجال سود بردن از این مواجه هارا به من نداد خصوصا در سالهای پایانی دهه هفتاد که کشور ما خوش ترین روزگارش در 3دهه اخیر را بخود دید، القرض مواجه درونی هر چه که اسمش باشد مراقبه مکاشفه  و حتی معاشقه با منِ درون، اگر متهم به خودخواهی نشویم خوب کاری است خوب و نباید از آن غافل شد.

گربه تو افتدم نظر چهره به چهره روبرو

شرح دهم غم ترا نکته به نکته مو بمو

درپایان این جستار خودم وشمارا به شنیدن چندباره این تصنیف با صدای استاد شجریان، تار زنده یاد لطفی و شعر طاهره قرة العین دعوت میکنم اگر فایل تصویری اجرا در جشن هنر شیراز را ببینید که چه بهتر.

باشد که حالش را ببریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *