کلیشه‌های دوست داشتنی

من: اینو چیز کردی؟  این چیز‌و ورش دار.

دختر جعفرآقا: تو دوباره بدون فعل و فاعل حرف زدی؟

عبارات بالا مکالمه ای است بین من و همسرم که در هفته چندین بار تکرار میشود. من گاهی وقتها بخشی از جمله را در ذهنم میگویم و جایگزین این بخش مونولوگ ذهنی، در دیالوگ کلمه چیز است.

این چیز بد چیزی است. واقعیتش را بخواهید آفت زبان است، اینگونه عبارات پای را از دایره تکیه کلام بیرون میگذارند و به کلیشه تبدیل میشوند.

این خیلی کلیشه ایه، اینا دیگه کلیشه شدن، کلیشه های نخ نما، جملات کلیشه ای، تعابیر کلیشه ای

این عبارات را همه ما شنیده ایم ، در نوشته های مختلف و مکالمات روزمره؛ جالب اینجاست که خود این تعبیر  نیز کلیشه شده است.

کلیشه واژه‌ای پُرتکرار است که در جای واژه‌های دیگر می‌نشیند و در غیر از معنای اصلی خود به کار می‌رود.

کلیشه در لغت به معنای (فرانسوی: Cliché) یک اصطلاح، ایده یا عنصر از یک کار هنری است که به دلیل مصرف بیش از حد و مفرط معنای اصلی یا اثر خود را از دست می‌‌دهد و حتی آزاردهنده می‌‌شود. کلیشه عموماً در گذشته، جمله یا مفهومی تاثیرگذار و یا هنری بوده‌‌است.

آقای سید حمید حیدری ثانی، ویراستار خوب و ‌‌خوش قلم، در مقاله ای با عنوان “کلیشه کُشی” در اینباره به اجمال سخن گفته است. نگاه کنید به: سید‌ حمید حیدری‌‌ثانی، «کلیشه کُشی»

شاید شما یادتان نیاید. پیش از دوران کرونا، در فرهنگ مردم چیزی وجود داشت به نام دید و بازدید. در ایام نوروز اینکار شیوه‌ای بود برای سرزدن به همدیگر، برای دیدن بزرگترها، دوستان، اقوام و همه آنهایی که در طول سال سراغی هم از ایشان نمیگرفتیم.

این رسم پسندیده بجای آنکه فرصتی باشد برای تجدید دوستیها و احوالپرسی، به کاری کلیشه ای تبدیل شده بود که فقط برای رفع تکلیف انجام میگرفت. میهمانی‌‌هایی پر از کلمات تکراری  و عادت‌های کلیشه ای.

بارها دیده بودم که روز اول عید به دیدن کسی میرفتی و میزبان گرامی فردا به عنوان میهمان درخانه تو حضور پیدا میکرد. به همین راحتی، حتی صبر نمیکرد چهار پنج روز از این تَک بگذرد و بعد پاتَک بزند. انگار این دید و بازدید یک فرآیند مکانیکی بود، عمل و عکس العمل.

 من به شدت مخالف این نوع از ملاقات ها  بودم و همیشه از آن به عنوان کاری کلیشه ای یاد میکردم. امسال اما با قرنطینه اجباری، همه ما محکوم به نشستن در خانه هستیم . حالا دلمان برای همین دیدارهای کلیشه ای تنگ میشود. کار کلیشه‌ای همه این سالها، حالا به حسرتی تبدیل شده است که تماس صوتی و تصویری هم جایش را نمیگیرد.

ایکاش این استراحت اجباری بین دو‌نیمه باعث شود تا در سالهای پیش رو این چیز به یک چیز ارزشمند تبدیل شود. به چیزی فراتر از عادت، دلمان تنگ شود برای روز اول سال نو درخانه بزرگترهای فامیل، دلمان تنگ شود برای مهمانی‌هایی که خوراک چند‌ماه پشت سر هم حرف زدن را تامین میکند. خلاصه خیلی چیز شده چیز بدی هم شده، باشد که کرونا ما را رها کند تا ما هم بعضی کلیشه ها را رها کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *